دانش خانوادهسبک زندگیسلامت روان

چگونه پدر و مادر بهتر برای کودک خود باشیم ؟

تغییراتی که در سبک زندگی ایجاد شده است، خانواده های کوچکی را متشکل از پدر و مادر و کودک پدید آورده که به آنها (خانواده هسته ای) می گویند. در گذشته خانواده ها گسترده بودند یعنی اعضای خانواده در نسل های مختلف با هم زندگی و از یکدیگر حمایت می کردند. کودکان نقش های مشخصی در خانه داشتند که علاوه بر مهارت فردی، موجب شکل گیری احساس مسئولیت پذیری در آنها میشد. با ادامه مقاله با سایت سیب دون همراه باشید.

تعاملات اعضای خانواده در گذشته بیشتر از امروز بود. با در نظر گرفتن این عوامل و با توجه به افزایش میزان تنش و فشار در زندگی کنونی، آموزش مهارت هایی برای ایجاد فضای مثبت در خانوادها مفید و لازم به نظر می رسد.

توجه به نکات زیر می تواند در این زمینه راه گشا باشد:

برای کودکان خود زمان های خاص در نظر بگیرید

برای کودکان خود زمان های خاص در نظر بگیرید

توجه داشته باشید که می خواهید از این زمان ها برای ایجاد ارتباطی گرم و نزدیک با کودکتان استفاده کنید، پس فعالیتی را انتخاب کنید که برای هر دوی شما لذت بخش باشد. وجود زمانهای خاص، احساس ارزشمندی و عشق را به کودک شما منتقل می کند. تفریح کردن در کنار یکدیگر باعث درک متقابل میان افراد می شود. در این گونه فعالیتها، والد و کودک به ضعف ها، قدرت ها و شباهت های میان یکدیگر پی می برند و احساس احترام نسبت به همدیگر در آنها پدیدار می شود.

تفریح کردن در کنار هم به پرورش کودک، ایجاد مهارت های ارتباطی مؤثر، مهارت های اجتماعی، مسوولیت پذیری، قضاوت درست، منضبط بودن و افزایش اعتماد به نفس منجر می شود. کودکان خیلی دوست دارند که با پدر و مادرشان کار و فعالیتی را به طور مشترک انجام دهند. زمانی که فرزندتان به سراغ شما می آید و راجع به علایق، خواسته ها، آرزوها و برنامه هایش صحبت می کند، با علاقه به حرف هایش گوش دهید.

ایجاد چنین ارتباطی می تواند شما را در یک موقعیت حمایت کننده و دوستانه قرار دهد. در چنین موقعیتی است که کودک می تواند به شما احساس نزدیکی کند و مسایل و مشکلاتش را با شما در میان بگذارد. توجه داشته باشید که از این زمان ها برای نصیحت کردن و توصیه های مستقیم استفاده نکنید، زیرا این کار موجب می شود که کودک علاقه خود را به گذراندن این زمان ها با شما از دست بدهد.

برخی از والدین احساس می کنند که نزدیک شدن به کودک، به معنی از دست دادن اقتدار ایشان به عنوان یک والد است. به خاطر داشته باشید که اقتدار با استبداد متفاوت است. والد مقتدر می تواند ارتباطی متقابل با کودک خود داشته باشد و برای او نیز در این ارتباط حقی قایل شود، در عین حال وی سعی می کند حریم بین خود و کودک را محفوظ نگاه دارد. والد مستبد به شیوه یک طرفه وارد ارتباط با کودک می شود و روش دستوری را برای برقراری ارتباط بر می گزیند.

مفهوم «دوستت دارم» را به کودک منتقل کنید

مفهوم «دوستت دارم» را به کودک منتقل کنید

برای نشان دادن علاقه خود به کودک روش های مختلفی را می توانید به کار ببرید. از دوست داشتن او و خوبی هایش جلوی دیگران صحبت کنید. او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید. از جملات زیبا و احترام آمیز برای صدا کردن وی استفاده کنید، به او بگویید که به داشتن چنین فرزندی افتخار می کنید.

به یاد داشته باشید که عشق والدین به فرزند، عشقی بدون قید و شرط است که نباید خللی در آن ایجاد شود. هیچ گاه نباید دادن عشق خود را منوط به شرایطی خاص کنید. مثلا به کودک نگویید: «اگر نمرات خوب نشود دوستت ندارم». رفتار شان را تایید یا رد کنید، مثلا به او بگویید من از اینکه وسایل یا اسباب بازی هایت را جمع نکردی از دست تو ناراحت هستم، نه که چون آنها را جمع نکردی پسر بدی هستی.

برقراری ارتباط خوب و موثر با کودک

ما به کسی علاقه پیدا می کنیم که ارتباط خوبی با ما داشته باشد، از دستورات کسی اطاعت می کنیم که او را دوست داشته باشیم. اگر می خواهید فرزندان تان به دستورات شما گوش دهند و ارزش های اخلاقی شما را بپذیرند، ابتدا با آنها ارتباط خوبی برقرار کنید.

به کودک کمک کنید که احساس توانمندی داشته باشد

اگر شما راه مناسبی را برای توانمندسازی کودک برگزینید، ممکن است که او از روش های نامناسبی برای کسب احساس قدرت استفاده کند.

راههای مناسب برای این کار عبارتند از:

از کودک مشورت بخواهید

به او اجازه انتخاب بدهید، بگذارید در محاسبه مخارج کمکتان کند، بعضی وقت ها پخت و پز یا خرید را به عهده او بگذارید. حتی یک کودک سه ساله هم می تواند در شستن ظروف ملامین یا سبزی ها کمک کند یا کفشها را سر جایشان بگذارد.

ما اغلب خودمان همه کارها را انجام می دهیم چون برایمان بی دردسرتر است، ولی نتیجه این کار این است که کودک احساس بی اهمیتی می کند. بگذارید تا فرزندتان پیامدهای طبیعی کارها را تجربه کند. از خود بپرسید: «اگر من در این مورد دخالت نمی کردم چه میشد». وقتی ما در هر مساله ای حتی مواردی که نیازی به ما نیست دخالت می کنیم، کودک از کسب تجربه و مواجه شدن با نتایج طبیعی اعمالش محروم می شود.

وقتی به کودک فرصت می دهیم متوجه عواقب کارهایش شود و تجربه اش را تقویت کند، در این صورت دیگر با نق زدن و نصیحت های زیاد، روابطمان را با او خراب نمی کنیم. یکی از راههای توانمندسازی کودکان، سپردن مسوولیت های کوچک به آنها است، اما دقت کنید کارهایی که به کودکان می سپارید، یکنواخت و برای مدت زمان طولانی نباشد، هر چندوقت یکبار مسوولیت ها را تغییر بدهید.

آداب و رسوم خانوادگی را حفظ کنید

با توجه به سنت ها و تقویت آنها می توان فضای خانواده را خوشایندتر کرد. برگزاری مهمانی های خانوادگی در تعطیلات معمولا به ایجاد احساس صمیمیت کمک می کند. می توان اوقاتی از روز را برای دور هم جمع شدن و صحبت کردن گذاشت. در این گونه موقعیت ها باید کاری کنیم که توجه بچه ها به روابط و فعالیتهای میان جمع جلب شود و به صحبت کردن در مورد خود تشویق گردند.

در خانه قوانین و ساختار داشته باشید

در نظر گرفتن قوانین و رعایت آنها عملکرد اعضای خانواده را تقویت می کند. قوانین باید ساده، روشن و قابل پیگیری باشند. از وضع قوانین زیاد و دست و پاگیر در خانه باید پرهیز کرد. قوانین باید منصفانه باشند.

وجود قوانین باعث می شود محیط برای کودک قابل پیش بینی باشد و از تنش و اضطراب او کاسته شود. با مشارکت فرزندان، قوانین شفاف و روشنی را در منزل وضع کنید و حدود انتظارات خود را در خصوص مواردی مانند ممنوع بودن بازی فوتبال در اتاق، لزوم مسواک زدن پیش از خواب و خوابیدن در ساعت مشخص با کودک در میان بگذارید. قانون گذاری صحیح و پیگیری پیامدهای رعایت یا عدم رعایت آنها مانع از شکل گیری مشکلات رفتاری در کودکان می شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن